
غضنفر و حیف نون رو بردن جهنم فرداش با لباس سیاه و کثیف بر گشتن، پرسیدن چرا این جور شدین؟ گفتن خدا وکیلى کار دو نفر نبود ولى خاموشش کردیم !! . . غضنفر با زنش میره پارک بلال بخورن،وقتی بلالی داشت اونا رو باد میزد، یه کدوم از اونارو برداشت و به زنش گفت: ببین قدرت خدار و همین بلال زمان پیامبر اذان می گفت!! . . مناجات غضنفر : خدایا گناهانم را نادیده بگیر همانگونه که دعاهایم را نشنیده می گیری . . غضنفر میره تو داروخانه و می پرسه شما ” اسید استیل سالیسیلیک ” دارید؟فروشنده میگه: منظورتوت آسپرینه؟جواب میده : آره خودشه ؛ اسمش همش یادم میره . . . تابلوی مغازه غضنفر: مکانیکی برادران مرادی به غیر از یحیی!!!!! . . حیف نون به غضنفر میگه : بیا پنیر و انگور بخوریم .غضنفر میگه : من اسهال دارم...
ادامه مطلب